مهر ۱۵م, ۱۳۸۷تنها کتابی که هزار بار خواندم !

تنها کتابی که هزار بار می خواندم کتاب اول ابتدایی بود
معلم ما اقای مروانی بود
مدرسه ما تو دامنه کوه بودو کنار قبرستان قدیمی . یادم میاد سال سوم بود که سیل امد وکلاسها پر از گل ولای شد .یک هفته داشتیم کلاس را تمیز می کردیم




مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۰ ق.ظ
سلام
من هم کلاس اول اجبارا یه جایی مدرسه بودم که وسط مزرعه و جنگل بود یادش بخیر
Reply
drmedad Reply:
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۴ ق.ظ
چرا اجبارا !؟
اصلا لذت درس خوندن تو کوه ودشت و جنگل قابل مقایسه با این مدارس محصور تو شهر نیست
اونجا ما ازادی رو یاد گرفتیم
Reply
حسین Reply:
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۳:۳۳ ب.ظ
با نظر شما کاملا موافقم در حد تیم میلی.در واقع منظورم از اجبارا بار معنایی منفیش نبود.شاید بهتر بود میگفتم از روی خوش شانسی،اتفاقا باعث افتخار هم هست که همچین جایی درس خوندم.
Reply
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۰ ق.ظ
آخی! یادش بخیر
فکر کنم اثرات هزار بار خوندن همین کتابه که دکتر شدی!! پایه ت رو قوی کرد حسابی!
Reply
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۴ ب.ظ
سلام
خیلی ممنون برای عکس … خیلی وقت بود که دلم میخواست دوباره این گل مدادی رو ببینم…یادتونه هر سال یه گل اضافه میشد؟….من هر سال برای امتحان نقاشی این طرح جلد رو میکشیدم…
به نظر من طرح جلد کتابهای دبستان الان اصلا به درد نمیخوره…
من دوران ابتدایی رو توی مدرسه ی بزرگی بودم … از هر پایه ۵ تا کلاس بود اونم با جمعیت بیست و پنج به بالا … ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ نفر بودیم …
Reply
medad Reply:
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۶ ب.ظ
مدرسه تون دو شیفته بود
Reply
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۴۹ ب.ظ
فکر کنم هنوز کتاب رو دارم. باید توی انباری بگردم.
Reply
medad Reply:
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۵ ب.ظ
انباری تون پر نشده …فکر کنم مجموع کتابهای درسی تون تا الان ۱۵۰ تا شده باشه !!
Reply
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۵:۴۹ ب.ظ
سلام
هر چی فکر کردم یادم نیومد جلد کتاب سال اول دبستانم چطوری بود …ولی جلد کتاب خواهرم برادرهام همین بود …راستش دل خوشی ندارم از تصویر . از بس این مطالب در طی سالها تکرار شده بود برام . . وقتی بچه های خودم وارد دبستان شدن عزا گرفتم که وای دوباره همون کتابها .ولی شکر خدااز همون سال همه کتابها عوض شد …
سال اول مدرسه رفتن ما تو بحبوحه جنگ بود …من چیز زیادی یادم نمیاد جز معلم کلاس اولم و نوع درس دادنش.
ممنون از یادآوری خاطرات اونهم با یک تصویر …
احتمالا الان دیگه بلدید چطوری یه کلاس رو تمیز کنید:)
Reply
roya Reply:
فروردین ۲۴م, ۱۳۸۹ at ۲:۴۹ ب.ظ
مگه شما چند سالتونه؟
Reply
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ در ۵:۵۳ ب.ظ
…یادش بخیر..روزی هم میاد که واسه زمان حال دلمون تنگ بشه
Reply
medad Reply:
مهر ۱۴م, ۱۳۸۸ at ۹:۱۴ ب.ظ
شاید دلتنگ بشویم ..
ولی کودکی چیزی داشت که الان نداریم
انهم ازادی بود
Reply
مهر ۱۵م, ۱۳۸۸ در ۴:۲۱ ب.ظ
یادش خوش و گرامی ..
اتفاقا الان نزدیک یه کافی نت نزدیکی های مدرسه ابتدایم هستم!
Reply
اسفند ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۹:۴۰ ب.ظ
دلم واسه مشقایی که از کتاب کلاس اولم مینوشتم تنگ شده
Reply
فروردین ۲۴م, ۱۳۸۹ در ۲:۴۷ ب.ظ
تورو خدا یکی بگه چه جوری میشه دوباره این کتابو گیر آورد؟ منتظره جوابتوناما!
Reply
تیر ۲م, ۱۳۸۹ در ۳:۱۷ ب.ظ
لطفا اگه pdf کتابو دارین برای من بفرستین مال خودمو گم کردم.
Reply