تیر ۲۰م, ۱۳۸۸واژه ها و مرگ یک ستاره
روایت واژه ها :
Words are stuck to the heart my friend
واژه ها در قلب مانده اند دوست من
They bring us together ’til we part again
آنها ما را به یکدیگر می رسانند تا زمانی که ما دوباره جدا شویم
When there’s nothing left to share
زمانی که چیزی برای سهیم بودن باقی نمی ماند
And all the words will disappear
و همه ی واژه ها ناپدید خواهند شد
Only the truth remains in here
فقط حقیقت باقی می ماند
Words are stuck to the heart my friend
واژه ها در قلب مانده اند دوست من
روایت مرگ یک ستاره ا:





تیر ۲۰م, ۱۳۸۸ در ۵:۲۴ ب.ظ
ممنون دکتر ، هم متن و هم موسیقی واقعا زیبا بود ، اما موسیقی برای من “نوای غم” بود .
Reply
تیر ۲۱م, ۱۳۸۸ در ۴:۴۹ ب.ظ
می گفت :«… آسمانی نیز در سینه ی توست ، لایتناهی ، گوش دار! از این پیر غریب که در دهلیزهای پرخون قلبت می زید و عرفات باطن تو را ، از فراز این صخرها ی بلند ، افق در افق در پیش دارد.
گوش دار ! از این پیر که از آسمان آمده است ؛ از آسمانی فراتر از آسمان ستارگان . از او که با طواف تسبیحی همه کهکشان ها همراه بوده است و در همه ستاره ها ی دور ، زیسته .
از او که در همه تنهایی ها حضور داشته است ؛ در تنهایی گلهای بیابانی دور از قافله های کوچ، در تنهایی برگهای انیس بادهای سرگردان ، در تنهای جزیره های گمشده ، در تنهایی ماهیان اعماق آبها…
گوش دار! از آن که در خلوت چاه با یوسف بوده است و در خلوت بطن نهنگ ، با یونس…
گوش دار! از آنکه با شیره گیاهان در تن آوند ها جاری است و با خون در شریانها .
گوش دار ! از آنکه با جنین تو در ظلمت مشیمیه تنفس کرده است و هنگام تولد؛ با اشک از چشمانت باریده .
زنهار! خاک، عرصات حضور آسمانی توست و تو باز خواهی گشت به همان ستاره ای که از آن آمده ای .
ای خاک نشین!
*گزیده ای از داستان جاودانگی
Reply
مرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۸:۳۰ ب.ظ
دکتر جون زیر دیپلم صحبت کن ما هم متوجه شیم !
Only the truth remains in here اینو خوب می فهمم
ممنون
Reply