
عشق
ترانه درود بر محبوب من (رسول الله) را سامی یوسف در پاسخ به کاریکارتورهای موهن دانمارکی به سه زبان انگلیسی و ترکی واردو ساخته است .ترانه از زبان جوانان مسلمانیست که پیامبر را چون جان خود دوست داشته اند وبه بازیهای سیاسی و هتک حرمت توجه ای ندارند و علت اهانت ها را عدم شناخت حضرت رسول می دانند.
شتموه شتموه
شتموه لما جهلوا
تبعهوا لما عرفوا
اعلی
به او توهین کردند چون او را نشناخته بودند
وقتی را شناختند پیروش شدند
و دریافتند چقدر بزرگوار وبلند مرتبه است
شتموه شتموه
شتموه لما جهلوا
تبعهوا لما عرفوا هداه
به ساحتش توهین کردند چون درکش نکرده بودند
وقتی با دستوراتش و سخنانش اشنا شدند پیروش شدند
Shadowless in my dreams
I search for you near and far
‘Cos your the one I want to see
Face to face with me
از دور و نزدیک در جستجویت بودم
در رویاهای صادقانه ام
چون تنها آرزوی دیدارت دارم
چهره به چهره
You make me spin and whirl
Like the tip of your curl
Only so to fall
By your side
چون حلقه های پیچ در پیچ موهایت
چنان گیج ومبهوت شده ام که
تنها می خواهم در عشقت غرق شوم
Make me want to risk it all
Everything of my world
Only to stand tall
By your side
همه خطرات وسختی های دنیا را به جان می خرم
تا درکنارت باشم
Looking at the moon bright
I escape into the desert night
Seeing you insight
For a while
بابینش وروشنی درونت که چون ماه می درخشد
برای مدتی
از این بیابان تاریک جهل نجات می یابم
Time becomes like a breeze
Underneath the palm tree
Hand in hand you and me
With your smile
Smile, smile, smile
من وتو
دست در دست
زیر سایه سار درخت
با لبخندت با لبخندت
زمان چون نسیم گذراست
(Turkish)
Sen benim nazli yarimsin
Sen benim gozbebegimsin
Sana gonulden baglanmisim ben
Sen en sevdigim sevdicegimsin
Ben seni bir gul gibi koklar¦m
Ask¦nla tutusur ask¦nla yanarim
Hep seni arar seni sorarim
Sana varmak icin hayal kurar¦m
تو عشق نارنین منی
تو روشنایی چشمان منی
قلبم را به عشقت گره زدم
تو عشق منی ای محبوب من
عطرتو مانند بوی گل سرخ استشمام می کنم
جانم در عشق تو می سوزد
در جستجویت بودم
در بیداری و درویاهایم
(Urdu)
Tera tasawur mera he sakoon hai
Tera nam leana mera hai janoon
Woh metee batein teree hee soonoo mein
Duniyah boora maa ne tho mein kya karoo
(The very mention of you. Becomes my tranquility
ذکر و نامت باعث ارامش و سلامت واسایش من است
دوست دارم بیان شیرینت را بشنوم
گرچه دنیا دوست ندارد
ولی دوست دارم
چه کار می توانم بکنم
I need you in my life, like the air with which I breathe
So let them say what they want to say
It’s the same game they always play
Your love means more to me than they
It makes no difference either way
Let them say what they want to say
It makes no difference either way
Your love means more to me than they
It’s a game, it’s a game, it’s a game
It’s a game they’re always going to
Play, play, play, play, play
چون هوابرای تنفس به تو در زندگی ام نیاز دارم
بذار انان هرچه دوست دارند بگویند
کارهایشان ماند یک بازی است که همیشه اجرا می شود
عشقت بیش از اینها برایم معنا دارد
وبا هیچ کدام از حرفهایشان تغییر نمی کند
بذار انچه دوست دارند بگویند
در محبت وعشقم نسبت به تو تغییری ایجاد نمی شود
عشق تو معنای دیگری برام دارد
کارهایشان مانند یک بازی است مانند بازی …
که همیشه دوست دارند اجرا کنند
بازی کنید بازی کنید….
پی نوشت :
۱:سامی یوسف خواننده ایرانی الاصل با ترانه های خود درباره حضرت رسول الله در میان مسلمانها به محبوب فوق العاده دست یافته است.سامی یوسف که شیعه مذهب است با ترانه هایش در راه صلح و وحدت همه انسانها تلاش می کند.
۲:البوم بدون تو (البوم جدید سامی یوسف) در سال آینده به طور قانونی در ایران پخش خواهد شد.سامی یوسف امیدوار است در این البوم چند اهنگ فارسی بخواند.
۳:برای اطلاعات بیشتر به کلوب فارسی سامی یوسف و یا سایت رسمی سامی یوسف مراجعه کنید

17 Comments
در ۳:۰۷ ب.ظ - ۳م بهمن ۱۳۸۷ پیوند پایدار
بسیار زیبا
ممنون از متن و ترجمه
موفق باشید
[پاسخ]
در ۹:۲۱ ب.ظ - ۳م بهمن ۱۳۸۷ پیوند پایدار
سلام
ممنون قشنگه دکتر جان.سامی هم که رفت تو کار دامبول دیمبول
[پاسخ]
در ۱۲:۳۰ ق.ظ - ۴م بهمن ۱۳۸۷ پیوند پایدار
سلام … ترانه زیبایی بود . هرچند برای من نصفه دانلود شد . ریتم زیبا و تندی داره …ممنون از ترجمه …
“از دور و نزدیک در جستجویت بودم
در رویاهای صادقانه ام
چون تنها آرزوی دیدار تو را دارم
چهره به چهره…”
ارزوی دیدار پیامبر ادم رو یاد قصه رجعت می اندازه …
در حدیثی از امام صادق صلوات الله علیه آمده : رجعت مخصوص عدهای است و آنها [انبیا و معصومین علیهمالسلام و] کسانی هستند که دارای ایمان خالص و یا کفر و شرک خالص بودهاند.»
رجعت حادثه ایست پیش از قیامت. وقتی همه اولیا و انبیا و مومنین برای مدتی زنده می شوند و باز می میرند تا صور قیامت دمیده شود …در اون لحظات همه کسانی که آرزوی دیدارشون رو داشتید خواهید دید اگر از مومنین باشید (البته اصل بر دیدار نیست …درک حقیقت حضور انهاست )
در هر حال ادمی در این دنیا به دنبال هر چیزی که باشه در راه همون خواهد مرد و به دیدار همون نائل خواهد شد …تا آرزو چه باشد
یا علی
[پاسخ]
در ۱۱:۰۶ ق.ظ - ۴م بهمن ۱۳۸۷ پیوند پایدار
سلام، خانه جدید مبارک، اما آیا واقعا قالب فیس بوک رو دوست داری؟
[پاسخ]
در ۱۱:۲۶ ق.ظ - ۴م بهمن ۱۳۸۷ پیوند پایدار
خیلی باحال بود اهنگه مرسی
[پاسخ]
در ۹:۳۳ ق.ظ - ۱م فروردین ۱۳۸۸ پیوند پایدار
در به در دنبال آهنگ های سامی یوسف هستم ولی گیرم نمی اید چیکار کنم وقتی دانلود می کنم نمیشه باش کنیکلوپ شهرمون هم نداره.
[پاسخ]
در ۱۲:۲۱ ب.ظ - ۳م فروردین ۱۳۸۸ پیوند پایدار
از ترجمتون ممنونم اما شما نوشتید سامی یوسف شیعه هست ولی اون اهل سنته و این تو آهنگاش معلومه.متشکرم.
[پاسخ]
در ۷:۲۷ ب.ظ - ۲۰م تیر ۱۳۸۸ پیوند پایدار
سلام
واقعا عالی بود آفرین هم ترانه هم ترجمه
ترانه هم بار معنایی زیادی داشت
من زیاد دنبالش گشتم الحمد الله اینجا پیدا کردم
بعد فقط یه ترانه که نمیشه بقیه رو هم ترجمه شو بذار من
اصل شو دارم ولی ترجمه نه
ممنون میشم
[پاسخ]
در ۵:۵۴ ب.ظ - ۱۵م شهریور ۱۳۸۸ پیوند پایدار
سلام .خسته نباشید
ببخشید خودتان میگویید که جناب سامی یوسف برای صلح و وحدت میخواند پس چرا خودتان به اختلاف دامن میزنید برادر مسلمان .من قصد اختلاف ندارم ولی اگر منصف باشید میبینید که جناب سامی جزء برادران اهل سنت هستند .اگر در ترانه المعلم دیده باشید ،وضو به شکل اهل سنت میگیرد و در نمازش دستهایش را میبندد و به همین دلیل در کلیپهایش ان قسمت پخش نمیشود همینطور در ترانه ای که بر رسول خدا درود میفرستد ،قسمتی که بر صحابه کرام درود میفرستد سانسور میشود.
با تشکر و ارزوی موفقیت روزافزون شما در مسیر حق و حقیقت
التماس دعا
[پاسخ]
در ۶:۰۱ ب.ظ - ۱۴م مرداد ۱۳۸۹ پیوند پایدار
برخوردهای نا معقول قرآن با سنت های جاهلی
قرآن به جای مبارزة منطقی و اصولی با سنتهای غلط جاهلی، در مواردی آنها را تلویحاً به رسمیت شناخته و فقط کمی تعدیل کرده و در مواردی نیز روشهای نامعقولی را در پیش گرفته است. در اینجا به دو نمونه اشاره میکنیم:
۱٫ آیات ۲۲۶ و ۲۲۷ سورة بقره میگویند:
آنانکه سوگند میخورند تا ] برای همیشه [ از همخوابگی با زنان خود اجتناب کنند، چهار ماه مهلت دارند ] تا از سوگند خود برگردند و با همسر خود آشتی کنند [ پس اگر بازآیند، خداوند آمرزگار مهربان است و اگر آهنگ طلاق کردند، هر آینه خداوند شنوا و داناست.
چرا قرآن سوگندهای لغو و بیهوده و ناسنجیده ـ مانند آنچه در این آیه آمده ـ را باطل و نامشروع و لذا بیاثر اعلام نکرده است؟ روش عادلانه و حکیمانه این بود که قرآن به مردانی که چنین سوگند ظالمانه و نابخردانهای خوردهاند تذکر دهد که سوگندشان باطل، نامشروع و بیاعتبار است و باید فوراً به آغوش همسران خود بازگردند، و یا اینکه ـ اگر مایل به ادامة زندگی با آنها نیستند ـ طلاق بگیرند، تا حق زنان در زندگی زناشویی پایمال سنتهای غلط جاهلی نشود، نه اینکه چهار ماه به مردان مهلت دهد و بگوید که پس از آن اگر خواستید آشتی کنید، خدا مهربان است و اگر آهنگ طلاق کردید، خدا شنوا و داناست! توجه کنید که اگر پس از چهار ماه، مرد تصمیم بگیرد که همسر خود را طلاق دهد، زن بیچاره پس از طلاق، سه ماه نیز باید عدة طلاق را نگه دارد، یعنی مجموعاً هفت ماه بلاتکلیفی و محرومیت از ارضاء غریزة جنسی؛ و این اولاً ظلمی بزرگ در حق زن است و ثانیاً ممکن است زمینهساز انحرافات جنسی و فساد و فحشاء شود. از اینها گذشته معلوم نیست چرا میزان مهلت باید چهار ماه باشد، نه ـ به عنوان مثال ـ چهار روز؟ ممکن است بگویید به دلیل شیوع این سنت در زمان جاهلیت و جا افتاده بودن آن در میان اعراب، قرآن نمیتوانست به یکباره مهر بطلان بر آن بزند و آن را نامشروع اعلام کند. روش قرآن در این مورد، مبارزة تدریجی بوده است. اما این توجیه سه مشکل عمده دارد:
_۱ ۱ . از ظاهر آیة مورد بحث چنین مطلبی استفاده نمیشود. مبارزة تدریجی مرحله به مرحله است، مراحل بعدی این مبارزه در کجای قرآن آمده است؟
۱ _۲ . شرک و بتپرستی رواج و رسوخ بیشتری در زندگی و فرهنگ مردم دوران جاهلیت داشت، اما قرآن به یکباره علم مخالفت و دشمنی با این پدیده را برداشت. چرا در مورد چنین سنتی اینگونه برخورد نکرد؟ کدامیک از این دو سختتر و واکنشزاتر بود؟
۳ ۱_ در دوران جاهلیت رسم و قانون این بود که فرزند خوانده، فرزند حقیقی قلمداد میشد و به عنوان مثال هیچ مردی حق ازدواج با همسر مطلقة پسرخواندة خود را نداشت. زیرا همسر پسرخوانده، حقیقتاً عروس پدر محسوب میشد. وقتی ماجرای زیدبن حارثه ـ پسرخواندة پیامبرـ پیش آمد و پیامبر قصد کرد تا با همسر مطلقة زید ازدواج کند، مردم با این کار پیامبر مخالف بودند و پیامبر نیز از مخالفت مردم میترسید، اما ناگهان آیه نازل شد که ای پیامبر، تو میتوانی با همسر زید ازدواج کنی زیرا زید پسر حقیقی تو نیست و آن سنت جاهلی پس از این منسوخ است! (رجوع کنید به آیات ۳۶ و ۳۷ سورة احزاب و تفسیر آنها) توجه کنید که این آیات دقیقاً زمانی نازل شد که پیامبر قصد ازدواج با زینب (همسر زید) را کرد! چگونه است که در چنین حادثهای، قرآن فوراً و قاطعانه سنتهای غلط جاهلی را باطل و منسوخ اعلام میکند، اما در مواردی مانند آنچه در آیة مورد بحث آمده است، مسامحه میکند و نسخ فوری آن را به مصلحت نمیداند؟
۴ ۱_ اگر خوب دقت شود، معلوم میگردد که ماهیت این سنت غلط به گونهای است که برخورد دفعی و قاطعانه با آن نه تنها موجب بروز واکنشهای تند از طرف مردم نمیشود، بلکه به دلیل میل طبیعی مردان به همسر خود، زمینة پذیرش آن کاملاً مساعد است. زیرا علت پایبندی مردان به اینگونه سنتها، خوفی است که از شکستن سوگند دارند، نه تنفر دائمی از زنان. چه بسا افرادی که چنین سوگند احمقانهای را خوردهاند، پس از چند روز پشیمان شوند و در دلشان هوای بازگشت به آغوش همسر خود را داشته باشند، اما به غلط گمان کنند که شکستن این سوگند، ممکن است موجب خشم خدا و یا مجازات اخروی شود و همین گمان باطل موجب امتناع آنها از آشتی با همسر خود گردد. حال اگر به آنها گفته شود که اساساً چنین سوگندهایی باطل و نامشروع و لذا بیاعتبارند و پایبندی به آنها نه تنها واجب نیست، بلکه حرام است، مسلماً به راحتی و با میل و رغبت میپذیرند.
متأسفانه قرآن نه تنها با پدیدة «سوگندهای باطل و ناسنجیده» مبارزه نمیکند، بلکه بطور تلویحی جواز این کار را هم صادر میکند. آیة ۸۹ سورة مائده میگوید:
خداوند شما را به سبب سوگندهای لغوتان بازخواست نمیکند. ولی به سبب شکستن سوگندهایی که به قصد میخورید بازخواست میکند … ] بنابراین [ هرگاه قسم میخورید، به قسمهای خود وفا کنید …
دقت کنید که جملة صدر آیه نمیگوید سوگندهای لغو و ناسنجیده و خارج از چارچوب دین و اخلاق و وجدان حرام است و مؤمنان باید از چنین سوگندهایی اجتناب کنند و اگر هم در اثر عصبانیت و بیاختیار سوگند باطلی خوردند، باید سوگند خود را پس گرفته و بیاعتبار قلمداد کنند و به خاطر آن از خداوند آمرزش بخواهند. بلکه میگوید خداوند شما را به خاطر چنین سوگندهایی (و یا: شکستن چنین سوگندهایی ) مؤاخذه و تنبیه نمیکند. از طرفی در جملة بعدی آیه نیز میگوید: «خداوند شما را به سبب شکستن سوگندهایی که به قصد (عمد) خوردهاید، بازخواست میکند.» یعنی در اینجا نیز بحثی از این نیست که آیا سوگندی که میخورید، در چارچوب عقل و دین و اخلاق وجدان هست یا نیست، بحث فقط در این است که اگر سوگندی که خوردهاید از روی قصد و اختیار بوده است، پس حتماً باید به آن وفا کنید وگرنه بازخواست خواهید شد! بنابراین اگر مثلاً مردی از روی قصد، و به دلیل خطایی که همسرش مرتکب شده است، سوگند بخورد که او را به یکصد ضربة تازیانه ادب کند، حتماً باید به این سوگند عمل کند، در غیر این صورت ممکن است مورد غضب خدا قرار گیرد! برای همین است که وقتی ایوب پیامبر، در اثر اشتباهی که همسرش مرتکب میشود، چنین سوگندی میخورد، خداوند برای نجات همسر ایوب از مردن در زیر ضربات تازیانه، به ایوب میگوید: «دستهای از چوبهای باریک به دست گیر و با آن (همسرت را) بزن و سوگند خودت را مشکن … » (نگاه کنید به آیة ۴۴ سورة ص و تفسیر آن در کتب تفاسیر).
۲٫ نمونة دوم، پیرامون «ظُهار » است. در دوران جاهلیت، اگر مردی ـ در اثر عصبانیت ـ به زنش میگفت: تو مثل مادر من هستی، خود به خود به او حرام میشد و زن بیچاره مجبور بود تن به طلاق اجباری و ناخواسته دهد. آیات ۲ تا ۴ سورة مجادله در این مورد میگویند:
کسانی از شما که زنانشان را ظهار میکنند، بدانند که زنانشان مادرانشان نشوند؛ مادرانشان فقط زنانی هستند که آنها را زاییدهاند، و ] این [ سخنی ناپسند و دروغ است که میگویند … آنهایی که زنانشان را ظهار میکنند و بعد از آنچه گفتهاند پشیمان میشوند پیش از آنکه با همسر خود نزدیکی کنند، باید یک بنده آزاد کنند…؛ اما کسانی که بندهای نیابند، پیش از آنکه با همسر خود نزدیکی کنند باید دو ماه پیدرپی روزه بگیرند و آن که نتواند، شصت مسکین را طعام دهد…
باز هم برخوردی نامعقول! اولاًُ در آیة ۳، حکم را مشروط به «پشیمان شدن مرد» کرده است. در حالی که اگر بر طبق آیة قبل، ظهار باعث نمیشود که همسر مرد، واقعاً مادر او شود، و از طرفی بنا به فرض، ظهار عملی حرام و باطل است، باید به مرد حکم شود که فوراً حرف خود را پس گرفته و استغفار کند و از همسرش عذرخواهی نماید. ثانیاً مجازاتهایی که در این آیات برای مرد تعیین شده، بگونهای است که چوبش را زن نیز میخورد. در اینجا زن بیچاره چه گناهی کرده است که باید دو ماه صبر کند تا شوهرش به حکم این آیات ۶۰ روز پیدرپی روزه بگیرد، تا بعد بتواند با او همخوابگی کند؟! آزاد کردن بنده و یا اطعام شصت مسکین نیز ـ حتی اگر برای مرد مقدور باشد ـ ضربهای به اقتصاد خانواده است و ترکش آن به زن هم میخورد. اگر من به جای خدا بودم، مردی را که مرتکب چنین خطایی شده است، موظف میکردم که فوراً از همسرش عذرخواهی کند و به آغوش او بازگردد و از این پس، محبت و توجه بیشتری به او داشته باشد.
[پاسخ]
در ۹:۴۶ ق.ظ - ۱م شهریور ۱۳۸۹ پیوند پایدار
سلام من هرکاری میکنم نمیتونم دانلودکنم اگه کسی گرفته لطف کنه به
faezeh137007@gmail .comبفرسته ممنون
[پاسخ]
در ۸:۱۷ ق.ظ - ۴م تیر ۱۳۹۰ پیوند پایدار
سلام بر تو ای کذاب وای منافق وای فتنه گروای …
خودت تا تهش رو بخوان
ای کج اندیش بنگر کلیپ های تصویریش را
ای نا فهم بنگر در شعر معلمش
ای بووووووق بنگر در کلیپ سامی یوسف با مسعود کرتیس
.
.
.
.
.
.
شکل مورد نظر در پایین صفحه نظرات یافت نشد
[پاسخ]
امیر
پاسخ داده در تیر ۲۹م, ۱۳۹۰ ۱۰:۱۶ ب.ظ:
میشه این اسم شیعه رو از رو سامی بردارید اخه مگه کورید
[پاسخ]
در ۱۰:۵۰ ب.ظ - ۲۹م تیر ۱۳۹۰ پیوند پایدار
خواهشااسم شیعه رو از رو سامی بردارید مگه کور هستید ۸-O
[پاسخ]
در ۱۱:۱۰ ب.ظ - ۳۰م تیر ۱۳۹۰ پیوند پایدار
چرا دانلود نمیشه
[پاسخ]
در ۱:۰۴ ب.ظ - ۳۰م شهریور ۱۳۹۰ پیوند پایدار
این ترانه به این دلیل ریتم تندی داره که به زمان جاهلیت برمیگرده
خداییش آدمو نمیبره زمان جاهلیت؟؟؟؟
[پاسخ]
در ۳:۳۸ ب.ظ - ۹م آذر ۱۳۹۰ پیوند پایدار
خیلی دوست داشتم سامی شیعه بود ولی تو کلیپ المعلم نشون داد سنی است.چرا همه ی کارای مذهبی خوب را اهل سنت انجام می دهند؟
[پاسخ]
در ۹:۱۶ ق.ظ - ۲۱م دی ۱۳۹۰ پیوند پایدار
سلام راستش منم خیلی دوست داشتم ایشون شیعه بودن با خودم فکر کردم شیعه بشه چرا نشه اونو شیعه کرد چرا نتونیم
سامی یوسف آدم منطقی است (با توجه به آهنگ هاش)و همین طور شنیدم در وصف حضرت فاطمه آهنگ خونده شاید اگه تلاش کنیم بتونیم
در این صورت واسه امام زمان هم آهنگ می خونه و موجب میشه آدمای بیشری آقا رو(امام زمان) بشناسن و آقا زودتر ظهور کنند
با تشکر
[پاسخ]
ارسال نظر