خرداد ۲۴م, ۱۳۸۹شاه عباس, نادرشاه ,آزادخان, خاک سرد است
حکایت آبادیهایی که ویران میشوندنادرشاه، افغانی میکشد. آزادخان، ایرانی. شاهعباس، عثمانی. آنی بدنم میلرزد. دست میبرم مشتی خاک زیر پایم را برمیدارم؛ سرد است. سرد و نمناک.
راست گفتهاند؛ خاک سرد است!
** برداشتی از نوشته علیرضا شاه محمدی با عنوان خاک سرد است





خرداد ۲۴م, ۱۳۸۹ در ۹:۵۹ ب.ظ
“ظلم ظلم است. چه تفاوت …”
“برخی اندیشمندان علل ظلم را چنین گفتهاند:
الف) حرص و طمع
ب) جهالت چرا که ظالم از پایان ظلم خود خبر ندارد.
ج) تکبر و خود بزرگ بینی
د) حسادت به این معنا که ظالم توان بزرگتر از خود دیدن را ندارد.
ه( ترس از اینکه مبادا مظلوم از او انتقام بگیرد.
و) شهوت و نفس امّاره که عنان عقل را از دست میگیرد.
ز) بدطینتی و خباثت باطنی که موجبات ظلم را فراهم میآورد.
در آموزههای دینی بدترین نوع ظلم و ستم، ظلم کردن در حق کسی دانستهاند که یاوری ندارد چون در این حال یاور و حامی او پروردگار متعال است …
چنان که رسول اکرم (ص) میفرماید:
«یقول الله تعالی اشتدّ غضبی علی من ظلم من لایجدله ناصراً غیری»[۲]
«خدای تعالی میفرماید: غضب من شدّت میگیرد درباره کسی که ظلم کند بر کسی که جز من یار و یاور ندارد. »”
در طی اعصار این خاک هر چه دید ظلم بود و آزار …چه وقت گلستان خواهد شد ؟!
مگر اینکه سردی خاک اینهمه ظلم به بشر را پنهان کند….
مطلب خوبی بود ….ذهنم کلا درگیرش شد . تشکر
Reply
تیر ۱۹م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۱ ق.ظ
سلام
خوبی
ما بازدید شما رو پس دادیم حاج آقا دکتر
Reply