خرداد ۹م, ۱۳۸۹سخن مادر (mama said)
چند روز دیگر روز مادر است .این ترانه را گروه متالیکا خوانده است را تقدیم می کنند به همه مادران دنیا که نگران فرزندان خود هستند و قلب انها متعلق به فرزند اش وسخنانش از اعماق روح وقلبشان می تراود .سخنانی که ما بعضی وقتها نمی شنویم ویا ساده می گیریم ..ولی

Mama, she has taught me well
مادرم به خوبی مرا تعلیم داد
Told me when I’s young
وقتی که خیلی جوان بودم به من گفت:
Son, your life’s an open book
پسرم زندگی تو یک کتاب بازی است
Don’t close it ‘fore it’s done
نا تمام رهایش مکن
The brightest flame burns quickest
درخشان ترین وفروزان ترین شعله ها زود تر می سوزند وخاموش می شوند
That’s what I heard her say
انچه که او شنیدم چنین بود
A son’s heart’s owed to mother
قلب و دل فرزند در گرو مادر است
But I must find my way
ولی باید راهم را پیدا کنم
Let my heart go
بگذار از تو دل بکنم
Let your son grow
بگذار پسرت بزرگ شود
Mama, let my heart go
مادر اجازه بده از تو دل بکنم
Or let this heart be still
یا بگذار این دل ارام بماند
“Rebel”, my new last name
“یاغی ” نام خانوادگی تازه ام است
Wild blood in my veins
خون وحشی (عصیانگری ) در رگهای من است
Apron strings around my neck
پیش بند کودکی ام هنوز دور گردنم مانده است
The mark that still remains
مارک و عکس های ان هنوز مانده است واز بین نرفته است
left home at an early age
Of what I heard was wrong
در سالهای اولیه نوجوانی بخاطر حرفهای اشتباهی که شنیده بودم
خانه ام را ترک کردم
I never asked forgiveness
هیچ وقت تقاضای بخشش نکردم
But what is said is done
اما هرچیکه مادرم گفته بود انجام دادم
Let my heart go
بگذار از تو دل بکنم
Let your son grow
بگذار پسرت بزرگ شود
Mama, let my heart go
مادر اجازه بده از تو دل بکنم
Or let this heart be still
یا بگذار این دل ارام بماند
Never I ask of you
هزگز از تو خواهشی نکردم
But never I gave
زیرا هیچ چیزی هم به تو ندادم
But you gave me your emptiness
اما تو جای خالی خودت را به من دادی
I now take to my grave
و من اکنون ان را به گور خواهم برد
So let this heart be still
پس بگذار این دل اشفته ارام بماند
Mama, now I’m coming home
مامان الان دارم به خانه می ایم
I’m not all you wished of me
ان چیزی که ارزویش را داشتی نشدم
But a mother’s love for her son
Unspoken, help me be
ولی عشق مادر به فرزند ناگفتنی است
پس کمک کن که طاقت بیارم
Oh Yeah I took your love for granted
And all the things you said to me
من عشق وگفته هایت را قدر ندانستم
I need your arms to welcome me
به اغوشت نیاز دارم تا به من گویی به خانه خوش امدی
But a cold stone’s all I see
اما سنگ سرد گور تو را در برابر دیدنگانم است
Let my heart go
بگذار از تو دل بکنم
Let your son grow
بگذار پسرت بزرگ شود
Mama, let my heart go
مادر اجازه بده از تو دل بکنم
Or let this heart be still
یا بگذار این دل ارام بماند
Never I ask of you
هزگز از تو خواهشی نکردم
But never I gave
زیرا هیچ چیزی هم به تو ندادم
But you gave me your emptiness
اما تو جای خالی خودت را به من دادی
I now take to my grave
و من اکنون ان را به گور خواهم برد
So let this heart be still
پس بگذار این دل اشفته ارام بماند




خرداد ۱۰م, ۱۳۸۹ در ۶:۱۷ ق.ظ
بابا یکی به این مامان بگه موسیقی رو انقدر روش گیر نده .به خدا آویزون گیتارم کلاس نمیذاره برم .هوم .هوم .گور بابای گیتار .من هرچی بخوام گوش میدم .لایریکس پر محتوایی داشت .از متالیک این طوری شعر گوش نداده بودم .بعد یه سری به ما بزن .پرشین لرد ر. که دادم .اینم یکی دیگه
تایپ نوشت.بلاگها.کام
Reply
خرداد ۲۰م, ۱۳۸۹ در ۳:۵۸ ق.ظ
و متن این ترانه چقدر دلنشین و خواستنیه
Reply
مرداد ۳۱م, ۱۳۸۹ در ۱:۵۲ ب.ظ
ای شعر جز کارهای فوق العاده گروه متالیکاست…………
من عاشقشم……………….
Reply