عدم توانایی در تجربه کردن پشیمانی، در حقیقت یکی از خصوصیات تشخیصی اختلالات شخصیتی ضد اجتماعی است ، در این افرادی که قشر جلویی پیشانی آنها دچار آسیب شده، بنظر قادر به درک پشیمانی نیستندو حتی تصمیم گیریهای بسیار ضعیفی دارند. پس اگر می خواهیم کاملا” مفید، کاملا” انسانی زندگی کنیم لازم است بیاموزیم که با پشیمانی زندگی کنیم نه بدون آن.
پشیمانی چیست؟
زمانی احساس پشیمانی به ما دست می دهد فکر کنیم موقعیتی که در آن قرار داریم می توانست بهتر یا شادتر باشد اگر ما کار متفاوتی در گذشته انجام داده بودیم.
پشیمانی نیازمند دو عامل است . ابتدا تصمیم گیری ودوم نیازمند تخیل است نیاز داریم که با ذهن و تصور خود به عقب برگشته و انتخاب دیگری کنیم ،و سپس بصورتی این تخیل را مجدد به زمان حال آورده و تصور کنیم که شرایط کنونی به چه صورت در می آمد.و در حقیقت، هر چه بیشتر از این دو چیز — یعنی واسطه و تخیل — را درمورد پشیمانی فرض شده، داشته باشیم،پشیمانی، شدیدتر خواهد شد.
بعنوان مثال شما دارید به عروسی بهترین دوستتون می رویدو سعی دارید که به فرودگاه برسید و در ترافیک گیر افتادید،و بالاخره به گیت خود رسیده و پرواز را از دست دادید.شما با سه دقیقه دیر رسیدن، پرواز را از دست دادید پشیمانی شما خیلی بیشتر از زمانی است که ۲۰ دقیقه دیرتر می رسیدید.
چرا؟ خوب چون، وقتی با سه دقیقه دیر رسیدن، پرواز را از دست دادید،تصور ساده ودردناک دارد . چون فکر کنید می تونستید تصمیمات دیگری بگیرید که منجر به نتایج بهتری می شد. به عنوان مثال :” باید بجای تونل ، از روی پل می آمدم. باید چراغ زرد را رد می کردم.”
زمانی ما احساس پشیمانی می کنیم که خود را مسئول تصمیمی بدانیم که بد از آب در آمده است .
کلا” ما در زندگی از چه چیزی بیشتر از همه پشیمانیم؟

لیست زیر به ترتیب اولویت و اهمیت شامل ده تا از مواردی است که انسانها بیشتر درباره انها احساس پشیمانی می کنند :
شماره یک: تحصیلات ,۳۳درصد از همه ما، از تصمیماتی که در رابطه با تحصیل گرفتیم، پشیمانیم و آرزو می کنیم که ای کاش بیشتر تحصیل می کردیم و ای کاش رشته دیگری می خواندیم.
شماره دو :حرفه و شغل
شماره سه: رابطه عاشقانه
شماره چهار :تربیت کودکانمان
شماره ینج :تصمیمات و انتخابهای مختلفی درباره درک خود
شماره شش :مسائل مالی
شماره هفت :مسائل خانوادگی به غیر از روابط عشقی یا تربیتی
شماره هشت :سلامت
شماره نه :دوست
شمار ده : مذهب و اجتماع
ویژگی های پشیمانی :
انکار : اولین ویژگی اصلی پشیمانی، اساسا” انکار است.این یک عکس العمل احساسی و ابتدایی باورنکردنی است ما تلاشی در حل مشکل نمی کنیم.ما تلاشی برای درک اینکه مشکل از کجا آمده، نمی کنیم.ما فقط می خواهیم که آن ناپدیدشود .
سردرگمی : دومین ویژگی خاص پشیمانی، حس سردرگمی است.این حس واقعی بیگانگی از بخشی از وجودمان است که باعث تصمیمی شده که از آن پشیمانیم.ما نمی تونیم با اون بخش یکی شویم.ما آن بخش را درک نمی کنیم.
سرزنش خود : به همین دلیله که این جمله را در مواجهه با پشیمانی ، دائما” می گیم: ” می تونستم تو سرم بزنم و اینکارو نکنم.”
تکرار پیاپی پاسخ :ویژگی چهارم در اینجا اینه که پشیمانی چیزی است که روانشناسان آنرا ” تکرار پیاپی پاسخ” می نامند.” تکرار پیاپی پاسخ” یعنی تمرکز مدام و وسواس گونه روی یک چیز مشخص.
حال، تأثیرِ ” تکرار پیاپی پاسخ” اینست که اساسا” این سه ویژگی اول پشیمانی را گرفته و آنها را در یک حلقه نا متناهی قرار دهیم.
اینها، چهار ویژگی توصیفی خاصِ پشیمانی هستند.
پدیده Control-Z خطرناک :
Control-Z همان فرمان کامپیوتر است برای اینکه به حالت قبلی برگردیم.به عبارت خاصی، ما عادت نکردیم تا با حقایق سخت زندگی مواجه شویم.فکر می کنیم که می تونیم به زورِ پول یا تکنولوژی ، مشکل را حل کنیم.می تونیم عملی را باطل کنیم، دوستی را بشکنیم، و راهی را بازگردیم.و مشکل اینست که چیزهای خاصی در زندگی هست که بشدت می خواهیم آنها را عوض کنیم ولی نمی تونیم.بعضی اوقات نه تنها نمی توانیم به وضع قبلی بازگردیم، بلکه اصلا” کنترلی روی وضع موجود نداریم. چون ما می خواهیم همه کار را خودمان انجام و درست انجام دهیم.
با پشیمانی چه کنیم :

ما این عناصر احساسی پشیمانی را تجربه می کنیم،اما شدت و تداوم آنها در چیزهای مختلفی که درموردشان پشیمانیم، فرق می کند.ما بعضی اوقات تصمیماتی می گیریم که نتایج وحشتناک و غیر قابل برگشتی دارند،چه برای خودمون و چه برای سلامت و خوشبختی و زندگی دیگران،و در بدترین سناریو، حتی جان دیگران. که، این نوع پشیمانی ها ، واقعا” دردآور و پایدارند.می تواند روزها ما را در طغیان عذاب جانکاهی قرار دهد.
سه راه وجود دارد که می تواندکمک کند که با پشیمانی، مصالحه کنیم.
اول: خودمان را تسلی بدیم که اون همگانی است ما همه در این مسئله شریکیم.
دوم: راهی که به کمک اون می تونیم با پشیمانی، مصالحه کنیم اینست که به خودمان بخندیم اما وقتی نوبت پشیمانی های عمیق تر می شه، این ممکنه به نظر یه جور پیشنهاد ظالمانه و یا قانع کننده برسه.هرچند فکر نمی کنم مسئله این باشه ،می دانیم که شوخی و طنز، نقش حیاتی در بقای ما بازی می کنند ، قطبهای مخالف مثبت و منفی زندگی ما را بهم وصل کرده،و جریان کوچکی از حیات را به ما می فرستند.
سوم : نکته این نیست که زندگی بدور از پشیمانی داشته باشیم.نکته اینه که از خودمان بخاطر داشتن آنها، تنفر نداشته باشیم.ما نیاز داریم یاد بگیریم که چیزهای ناقص و معیوبی که بوجود آوردیم را دوست بداریمو خودمان را بخاطر بوجود آوردن آنها ببخشیم یادمان بیارد که می دانیم می توانیم بهترش انجام بدیم.
پی نوشت :
این مطلب ترجمه و ویرایش از سخنرانی کاترین شولز ژورنالیست امریکایی و نویسنده کتاب اشتباه کنیم است