اگر به تنها تصویر اغا محمد خان قاجار نگاه کنید ..برخلاف تمام شاهان قاجار که یا ریشی بلند و سبیلی مردانه و صورتی فربه درهنگام مشاهده این تصویر به چهره ای تکیده برمی خورید با چین وچروکهای فراوان وفاقد ریش! آیا شاه قاجار مبتلا به بیماری بوده ویا از مشکلی رنج می برد.
همه ما داستان اخته بودن واغا بودن محمد خان قاجار را می دانیم .شاید همین اخته بودن باعث فجایع شهرکرمان باشد. در تاریخ اینگونه روایت شده:
در اواخر تابستان همان سال قشون آقا محمد خان به کرمان نزدیک گشت. همه مردم کرمان بر آن عقیده بودند که قشون شاه قاجار در سرمای زمستان کرمان دوام نخواهد آورد و سرانجام مجبور به ترک آن دیار خواهند شد و برای همین هر شب بر بالای ابروج کرمان مردم شعر میخواندند و فحشهای رکیکی نسبت به شاه قجر خطاب میدادند و او را مورد تمسخر قرار میدادند این فحش ها خان قاجار را خشمگین تر کرد. وی روزها از ببرون دروازه شهر مردم را تهدید میکرد که در صورتی که به این کار ادامه دهند، حمله سختی به آن شهر خواهد کرد و دیگر مثل بار قبل نخواهد بود. آقا محمد خان چنان به خشم آمد که پس از نفوذ به شهر که بر اثر خیانت تعدادی از نگهبانان روی داد، دستور داد که کوهی بلند از چشمان مردم کرمان پیش روی وی بسازند. بدستور وی تمام مردان شهر کور شدند و بیست هزار جفت چشم بوسیله سپاه قاجار تقدیم خان شد.(سر پرسی سایکس این تعداد را هفتادهزار جفت میخواند)همچنین آغامحمدخان سربازان خود را در تجاوز به زنان شهر آزاد گذاشت و جنایتی عظیم را رقم زد. اموال مردم به تاراج برده شد و حتی کودکان نیز به اسارت گرفته شدند.
آغا محمد خان در سن یازده سالگی بدلیل اینکه چهره جذابی داشت توسط خواجگان حرمسرای عادلشاه حاکم مشهد در حال معاشقه با دختر و یکی از همسران وی دیده شد و بدستور عادلشاه که از بستگان محمود افغان بود ( بروایتی پسر عموی محمود افعان بود ) اخته گردید.
Castration اخته کردن به حذف غدد جنسی (بیضه و تخمدان) اطلاق میگردد.در اروپا اسیا وهند وافریقا اسیران جنگی را اخته می کردند و همچنین سربازان را اخته می گردند تا میل بازگشت به خانواده را نداشته باشند.مردان وپسرانی که قرار بود در حرمسراها کارکنند را اخته می کرد و به انها خواجه حرمسرا می گفتند (این رسم در عثمانی و اروپا ایران متداول بود.)
در اروپا پسران خوش صدا را برای اینکه از تاثیرات بلوغ در امان باشد وبتوانند در گروه کر کلیسا خدمت کنند اخته می کردند. در بعضی کشورها افرادی که مرتکب جرمهای جنسی وتجاوز به عنف می شدند برای تنبیه وکیفر اخته می شدند .توماس جفرسون در قانون ایالت ویرجینیا نوشت :مردانی که لواط یا تجاوز به عنف کنند تحت کیفر اخته شدن قرار بگیرند. امروز این روش در کشور چک نیز رایج است .بهضی از فرقه های مسیحیت برای دور بودن از تمایلات دون انسانی (جنسی ) ورهبانیت کامل به پیروان خود توصیه می کردند که اخته شوند.
در پزشکی درمان سرطان بیضه برداشتن انها است (ارکیکتومی) وهمچنین یکی از درمانهای سرطان پروستات است .برداشتن بیضه (اخته کردن) در بعضی از موارد وسواس های جنسی و اختلالات دوجنسی توصیه می شود.
هورمون تستوسترون (هورمون جنسی مردان) از بیضه ترشح می شود وباعث بلوغ وایجاد صفات ثانویه در مردان می شود .این هورمون باعث افزایش تون صدا و افزایش حجم وقدرت عضلانی مردان و توقف رشد استخوانهای دراز می شود .اگر کودکی قبل از بلوغ اخته شود فاقد علایم ثانویه جنسی و ضعف قدرت عضلانی و صدای نازک خواهد بود .نتایج بررسیهای پزشکی نشان داده است مردانی که اخته شدند در طول زندگی خود خلف افسرده وارام خواهند داشت .
انچه درباره اغا محمدخان قاجار واضح است قبل از بلوغ اخته شده بود و لی با انکه تمایل جنسی نداشته ولی حرمسرا بزرگی داشت و شاید خلق ارام وکمی افسرده او باعث شده او بسیار کتاب بخواند و حتی در ستیزها کتاب خانه خویش را با خود میبرد.او بسیار متعصب وخشک مذهی بود و بسیار سنگدل وبی رحم وسنگدل بود وشاید دلیل ان عقده های وا خورده روانی وجنسی هر روز او باشد
این مطلب براساس منابع مختلف گرداوری ومنتشر شده است لطفا در صورت انتشار این مقاله منبع را ذکر فرمایید







اهنگ ادای دینی است به شهید محمد علی جهان آرا(۱۳۶۰-۱۳۳۳) فرمانده اسطوره ای سپاه خرمشهر در روزهای پر التهاب سقوط این شهر به دست متجاوزان عراقی. پایداری ۴۲ روزه وی و ۴۰۰ تن از همرزمانش با امکانات بسیار بدوی در مقابل ارتش مسلح و مجهز عراق، از برگ های زرین مقاومت ایرانیان در طول تاریخ است. محمد علی جهان آرا پس از سقوط خرمشهر به سپاه اهواز منتقل شد و در عملیات شکستن محاصره آبادان نقش فعالی داشت. وی هشت ماه پیش از آزادی غرور آفرین زادگاهش، روز ۷ مهر ۱۳۶۰ در سانحه هواپیمای
وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود .شنید پدر ومادرش درباره ی برادر کوچکترش صحبت می کنند.فهمید برادرش سخت بیماراست وآنها پولی برای مداوای او ندارند .پدر به تازگی کارش را از دست داده بود ونمی توانست هزینه جراحی سنگین برادرش را بپردازد.سارا شنید که پدر آهسته با بغض به مادر گفت:فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد.






دیدگاه دوستان